تبليغاتX
samandon55

samandon55

گزیدها

+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 20:6  توسط رضا  | 

نامه سر گشاده بچپاول گران حریص

در اين بازار نامردي به دنبال چه مي گردي؟ نمي يابي نشان هرگز تو از عشق و جوانمردي برو بگذر از اين بازار ، از اين مستي و طنازي اگر چون کوه هم باشي در اين دنيا تو مي بازي
+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 5:26  توسط رضا  | 

love

 

 

 

p style="text-align: left;">

<

 

آثار ثبت شده بر سنگ ها نشان می دهند که از همان ابتدای تاریخ زانو زدن و تمنا کردن جز لاینفک زندگی یک آقا بوده است ... 

 

+ نوشته شده در  جمعه هشتم آذر 1387ساعت 6:50  توسط رضا  | 

عکس ا

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم آذر 1387ساعت 7:40  توسط رضا  | 

یاعلی

 

< نامه‏اى از آن حضرت ( ع ) به مردم كوفه هنگامى كه از مدينه به بصره مى‏رفت .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 7:13  توسط رضا  | 

مالک

اى مالك ، بدان كه تو را به بلادى فرستاده‏ام كه پيش از تو دولتها ديده ، برخى دادگر و برخى ستمگر . و مردم در كارهاى تو به همان چشم مى‏نگرند كه تو در كارهاى واليان پيش از خود مى ‏نگرى و درباره تو همان گويند كه تو درباره آنها مى ‏گويى و نيكوكاران را از آنچه خداوند درباره آنها بر زبان مردم جارى ساخته ، توان شناخت
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 7:3  توسط رضا  | 

اینهمه

ایا در کشوری که این همه دکتر رنگ وا رنگ ریخته میگویند چرا مصرف نان زیاد است
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم مهر 1387ساعت 11:56  توسط رضا  | 

امام خمینی

خانواده شهدا چشم و چراغ این ملت اند=======امام خمینی کبیر خمینی کبیر بیا ببین======== بعد از بیست سال حالا دیگه چراغ نفتی هم نیستنند تا برسد بچشم وچراغ=== باز نشسته حقوقش شد بالای چهارصد پیشخدمت شد بالای پانصد مستمری بگیر شد بالای چهار صد ولی خانواده شهدا شده دویست وچهل و هفت تا تلفن می کنی میگوئی چرا درشت بارمان میکنند
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم مهر 1387ساعت 14:25  توسط رضا  | 

 

 

 

انگولکچی-------حالا کی میگه انکه یک خونه داره عین صحرا ---یک یخچال داره عین دریا میگیره مرغ ماهی گوشت بسیار---- در سقف خونش یک لوستره با لامپ بسیار----- روشن نماید تا روز روشن باشد همه جا------ میده جریمه چون غم ندارد------ فردا صبح با گران کردن از جیب مردم در میارد------
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:47  توسط رضا  | 

sard ghaneh

 

 

 

کاکا به خام باجی گفت من بیچاره یک خونه دارم قد قربیله یک یخچال دارم قد زنبیله --- بقول امروزیا یک تی وی دارم قد کبریته در تمام قربیل 3 تا لامپ داره بازم بقول-------- کم مصرف -- بازم میگن گند زدی بمصرف--------دو هزار تومن جریمه زیاد تر از الگوی مصرف
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 8:44  توسط رضا  | 

بدون

بدون شرح
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 7:41  توسط رضا  | 

غضمفر

ماشين غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو غضنفر داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ ميگه: من شمارشو برداشتم
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:25  توسط رضا  | 

ارزوها

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت : - خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 1:22  توسط رضا  | 

]چرابدیگران ببخشیم

دیگران را ببخشیم؟ بخشش ما را با تدبیر عالم هستی تطبیق می دهد، تدبیری که از طریق آن یاد می گیریم بپذیریم که هر اتفاق به این دلیل در زندگی ما رخ می دهد که باید چیزی از آن یاد بگیریم.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم شهریور 1387ساعت 16:50  توسط رضا  | 

وطن

وطن یعنی چه ؟ وطن یعنی صف نون و صف شیر وطن یعنی همش درگیر ، درگیر وطن یعنی همین بنزین همین نفت همین نفتی که توی سفره ها رفت وطن یعنی همین سهمیه بندی وطن یعنی کمربند ببندی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 2:58  توسط رضا  | 

ماه خدا

حلول ماه رمضان بشارتی است بر تمامی مسلمانان که خبر از گشایش درهای فردوس برین می دهد و مژده ضیافت الهی است بر آنان که: بیایید با درک لحظه لحظه نورانی آن توفیق «میهمان خدا» بودن را داشته باشید و در مسیر عزت و سعادت و کمال از زلال چشمه انوار الهی دل و جان بشویید.
+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 2:18  توسط رضا  | 

حلول ماه مبارک رمضان بتمام مسلمانان تبریک وتهنیت میگوئیم=======
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه نهم شهریور 1387ساعت 23:18  توسط رضا  | 

بنده خدا

يك بنده خدايي ، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب ، دعايي را هم زمزمه ميكرد . نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت : - خدايا !
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه هشتم شهریور 1387ساعت 2:50  توسط رضا  | 

تبادل لينك براي تبادل لينك ابتدا اين وبلاگ را با عنوان "مرد آريايي" لينك كنيد و سپس لينك خود را اضافه كنيد تا در پيوندها قرار گيرد . ل
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 19:46  توسط رضا  | 

1 - لينك متني : سايت بزرگ مرد آريايي 2 - لوگو : 3 - بنر :
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 19:27  توسط رضا  | 

وسواس ایرانیان

وسواس ایرانیان زرتشتی در پاک نگاهداشتن آب ، خاک ، هوا و آتش ، زبانزد یونانیان بوده است. هرودوت و گزنفون درباره آن قلمفرسایی کرده و نوشته اند که : ایرانیان هیچ چیز آلوده و کثیفی را در آب نمی ریزند و در پاک نداشتن خاک و زمین مراقبت می کنند.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم شهریور 1387ساعت 19:17  توسط رضا  | 

ای دزد

ماشين غضنفر رو تو روز روشن، جلو چشماش ميدزدن، رفيقاش ميدون دنبال ماشينه و داد ميزنن: آاااي دزد! بگـــيـــرينش! يهو غضنفر داد ميزنه: هيچ خودتونو ناراحت نكنيد.. هيچ غلطي نميتونه بكنه! رفيقاش واميستن، ميپرسن: چرا؟ ميگه: من شمارشو برداشتم توت می خورم غضنفر ميره بالا درخت چنار . ميپرسن چيكار ميكني؟ ميگه دارم توت ميخورم! ميگن الاغ اون درخت چناره. ميگه الاغ خودتي، توت تو جيبمه راننده تاکسی یارو تو انگليس راننده تاکسي مي شه بش ميگن سختت نيست فرمون سمت راسته اينجا ؟ ميگه والا سخت که ‏نيست فقط يه مشکلي که دارم اينه که هر وقت تف مي کنم مي افته رو مسافر بغلي آرزوی پدر شدن زن خوش غيرت زايمان مي‌كنه، خوش غيرت با يه دسته گل بزرگ ميره بيمارستان و به زنش ميگه: مادر شدنت مبارك! زنش ميگه: ممنون، اميدوارم تو هم ي
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 9:13  توسط رضا  | 

سیاست بچه

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟ پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی . من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت دولت هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفت مون ملت مستضعف و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی. پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و داره توی خرابي خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده .....؟؟؟؟ . می ره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه. فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟ پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت مستضعف و پا برهنه رو می ده، در حالی که دولت به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه دولت رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه
+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 9:3  توسط رضا  | 

قاسرین مارقین

============= کاکا خوب من یاد سالهای دور افتادم=========================که تو خیابون داد میزدیم=========== حکومت خدا را بر قرار می کنیم=======================عدالت علی را استوار می کنیم========== ====================ولی یکعده از منافقین قاسرین مارقین چپاولگران یواشکی میگفتن============= خانه های دهی را==بیلیونی میکنیم----نان های 2 زاری را دویستتی میکنیم ---مردم انقلابی را زیر پا له میکنیم ====== با پول های زیادی فرار میکنیم -- ازش پول را از ادمازیاد تر میکنیم===ثروت های همه جارا هپولی میکنیم عدالت را ===============================================================مسخره میکنیم حالا این حرف هارا برای چی میزنی میزنی شاید خجالت بکشنند========حالا از من بشنو======اگر خجالت بود جده زهر در جا م حسن نمی کرد---ملجم شمشیر بر فرق علی نمیزد---ابن سعد تیر بر گلوی اصغر نمیزد--------- =======شم تیغ بر رگ حسین نمیزد--------------مامون نا جوان مرد تهمت ولیعهدی نمیزد ر;
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 13:27  توسط رضا  | 

نعمت نفتی

برفتم   بر در= شمس العماره ----همان جائیکه  زیزیر خانه داره======

 

زدم بر حلقه درب-----زیزیر امد دم درب----بگفت کیست==بگفتم من مسکین

 

منم بی خونه مونم  --- همش  هزارتا خونه دارم – ب اون—اقا بگو-زیزیرم  کن

 

 

برم بنشینم  بر سر مسند  -----بشم مشدی  قدرت----بشم  زیزیر نفتک

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 20:15  توسط رضا  | 

بنام الله هستی بخش جهان تولد منجی عالم بشریت حضرت مهدی صاحب الزمان بر تمام شیعیان مبارک باشد
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم مرداد 1387ساعت 10:25  توسط رضا  | 

رسیده از یک دوست

نویسنده: شیطونک جمعه 4 مرداد1387 ساعت: 3:34 چطوری شیطونکم خوبی؟ راستش من یه شیطونک کوچولو ام که تازگی ها یه وبلاگ درست کردم عاشق عکسا و مطالب با نمکم عاشق دوستای مهربون و شادم به نظر من اگه تو این دنیا دنبال شادی نباشی، همهء روزات با غم و غصه همراه می شه پس بیا وبلاگ یه شیطون بلا که می خواد کلّی دوستاش رو بخندونه و اونا رو شاد شاد ببینه راستی اگه من رو در سطح خودت بدونی من دوست دارم که با هم تبادل لینک داشته باشیم اگه از شیطون بازی خوشت می یاد، منو با اسم " شیطووووووووونک" لینک کن و بهم بگو که دوست داری با چه اسمی افتخار بدی بهم تا همیشه تو وبلاگم باشی  پس منتظرتم دوست گلم و اما نکتهء آخر ( چون اهل دروغ نیستم و برای اینکه این رو خودت هم متوجه شوی، موضوع را ساده و صادقانه خدمت دوست گلم عرض می کنم) اگر وجدانا مطالب وبلاگ من برات رضایت بخش بود و تونست خنده را به لبانت بیاورد،لطفا برای حمایت از من و وبلاگ شیطونک، به مورد زیر توجه کن دوست خوبم اگر بر روی تبلیغات وبلاگ کلیک کنی( فقط همین) و وقتی که صفحه باز شد حتی می تونی اون رو ببندی! مقدارناچیزی(20 تومان) پورسانت به بنده می رسد و هم اگه مایل باشی می تونی رو اون عکسی که نوشته : وبمسترها کلیک کنند تا 600 ریال!!!! کلیک کنی و خودت عضو این سایت بشی و مثل من این تبلیغات رو بزاری تو سایتت و با کلیک برروی آنها و همینطور پیشنهاد آن به سایر دوستانت برای خودت یک شغل دوم و یا سوم ایجاد نمائی. بزار صادقانه بگم(برخلاف خیلی ها که میگن یه شبه پولدار میشی!!!!!!)، تو این مسیر دنبال رقم های نجومی نباش، اینها همش فریبه، اما میشه مثلا پول اینترنت ماهیانت رو و یه سری خرده چیز دیگه رو از این طریق در بیاری.... پس منتظرتم عزیزم بیا وبلاگ و فقط بخند......... فدای تو.... شیطون بلایی که عاشق شیطون بازی بود....
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 22:0  توسط رضا  | 

برنج دان دانه

= کاکا چرا بچه ات دم گربه گاز میزند چه کند برنج که نمی شود خرید حالا خوبه - چند وقدیگه موش _ سوسک - سگ باید گا ز بزند ;
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:25  توسط رضا  | 

روز و روزگاری

قصه ای از کاکا============================================ روزی روزگاری من6 ساله بودم دردبستان نام نویسی کردیم تا ماهم باسواد شویم دبستان ما ازاون دبستان هائی بود خود رودر هیچ ارگانی قابل شناسائی نبود بلاخره درسالیکه ما کلاس پنجم را پایان بردیم مدرسه ما هم رفت از وزارت فرهنگ برای خود شناسنامه گرفت حالا دیگه باید تخصوصی درس میداد هر معلمی درس خودش ناظمی داشتیم دوست داشتنی هر روزی معلمی نمیامد اقا ناظم معلم ان کلاس میشد وبخاطر اینکه ما ششمی ها باید قبول میشدیم سر کلاس ما زیاد میامد هرروز سخنان جالبی میگفت یکی از سخنان ایشان این بود کتاب را طوری بخوانید که یاد بگیرید سطحی نخوانید اگر یاد گرفتی چه بهتر اگر یاد نگرفتی میشوی خری با باری از کتاب و زمزمه ای میکرد یک روز یکی از دانش اموزان بلند شد اقا با اجازه بعد از جریان کتاب چی زمزمه میکنید ایشان جوابی ندادند ولی بااصرار دانش اموزانلب بسخن گشودن==========سخنان حکیمانه ناظم----------- گفت این زمزمه را میکنم-------روزی برسد ===انقدر خر با باری از کتاب داشته باشیم که نتوانیم بشماریم
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 21:13  توسط رضا  | 

ازدواج

• ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايی، سه ماه عاشقی، سه سال جنگ و سی سال تحمل. (تن) ازدواج عبارتست==سه ماه دام گستری—شش ماه عشوه گری—6سال گردش-گری- 16 سال بچه داری=======پس کی شوهرداری----بچه ها بزرگ شدن تو====زیادی===تو زیادی---تو----ززززز===ی ی ی ی ی ==ااااااا—ددددددد—ی ی ی ی ی
+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 18:0  توسط رضا  |